برچسب‌ها: قرن باشکوه
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 21:5  توسط محمد کریمی | 


برچسب‌ها: بازیگز زن ایرانی
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 21:3  توسط محمد کریمی | 


 

حرم میاد که جهانگیر رو راضی کنه با سلیمان نره به اردوگاه  

حرم : من دوست ندارم بری سفر ، برای این تصمیمت یکبار دیگه فکر کن

جهانگیر : احتیاج نیست ، دوست ندارم با بودنم عذابتون بدم

حرم : تو کی با بودنت به من عذاب دادی؟....

جهانگیر : هیچ وقت حق هایی که به گردنم داشتین و زحمتاتون رو انکار نکردم و نیمیکنم ، احترامم به شما تا آخر عمر

فقط  این باعث نمی شه هر کاری بکنین

حرم : من چی کار کردم ؟ من بغیر از محافظت از بچه هام ، چی کار کردم

جهانگیر : مهم اینکه که از این به بعد کی چی کار می کنه ، میدونین داداش مصطافام معصومه نه ؟ داداش مصطافام معصومیتش روشن شه ، حقیقت روشن شه اون وقت دیگه لازم نیست من به سفر برم اصلا همه چیز دست شماست

حرم : حقیقت وسطه


برچسب‌ها: قرن باشکوه
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 21:2  توسط محمد کریمی | 

جهانگیر میگه بین پدر پسر رو خراب کردن یک گناه بزرگه


برچسب‌ها: قرن باشکوه
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 21:1  توسط محمد کریمی | 


برچسب‌ها: فریبا نادری
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 21:1  توسط محمد کریمی | 

بایازید و جهانگیر میان میگن داداش مصطافا خیانت نمی کنه واسش تله گذاشتن

سلیمان میخنده میگه حرفه دیگه ای ندارین میتونین برین


برچسب‌ها: قرن باشکوه
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 20:17  توسط محمد کریمی | 


برچسب‌ها: بازیگز زن ایرانی
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 19:42  توسط محمد کریمی | 

جهانگیر : داداش مصطافا هیچ گناهی نداره روشن و واضع هست که تو تله افتاده و متاسفانه این کسانی که این تله رو گذاشتن تو این قصر هستن

حرم : حرفی که میزنی رو گوشت میشنوه ؟ این چه جراتیه این چه بی احترامیه ، حقیقت رو قبول کن دیگه ، داداشت اونقدرا هم معصوم نیست

بایازید : مادرم اصلا ما میگیم که شما حق دارید ، جزای داداش مصطافا جانشه ؟

حرم : اونجاش که تصمیم سرورمونه من نمی دونم

جهانگیر : فقط آرزوی شما اینه ، اینطور نیست ؟

مهری ماه : بسته دیگه این مسئله بین سرورمون و داداش مصطافاست ، ما دخالت نمی کنیم

جهانگیر : این مسئله بین داداش مصطافا و سرورمون نیست ، بین خوبها و بدهاست و من طرف خوب و حق هستم تا آخرین نفس هم اینطوره


برچسب‌ها: قرن باشکوه
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 19:41  توسط محمد کریمی | 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

همه بهش میگن نرو

مصطافا : این امر ه ، اگه انجام ندم شورش بحساب میاد

یحیا : اتهام سنگین و کثیفه ، با شواهد موجود ، در وضعیت ثابت کردن عکسش هم نیستین به خاطر این اگه ...

مصطافا : نه ، از یاد ببرین اینو به هیچ عنوان

ماهی دوران : توی چنین وضعیتی نمیشه به سرورمون اعتماد کرد ، معلومه که تو رو یه تهدید برای اقتدارش میدونه ، رستم و حرم بر علیه تو برگردوندنش ، رحم نمیکنه بدون یک چشم به هم زدن به قتلت فرمان میده

مصطافا : بین من و سرورم سالها میخوان خراب بشه ولی تا حالا موفق نشدن اینبار هم موفق نمیشن ، من به بابام اعتمادم تمامه ، به هم یک قول دادیم من به هیچ عنوان شورش نمی کنم ، سرورمون هم به هیچ عنوان منو به قتل نمیرسونه


برچسب‌ها: قرن باشکوه
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 19:33  توسط محمد کریمی | 


برچسب‌ها: الهام حمیدی
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 19:33  توسط محمد کریمی |